سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی علوم شناختی در تعلیم و تربیت

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

چکیده:

اضطراب امتحان، مشکل آموزشی مهمی که سالانه نمرات امتحانی و عملکرد تحصیلی میلیونها دانش آموز و دانشجو را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می دهد. نوعی واکن هیجانی ناخوشایند به موقعیت ارزیابی است. این واکنش با احساس نوعی از تنش، تشویش و برانگیختگی سیستم عصبی خودکار مشخص می شود (مهرابی زاده و همکاران ۱۳۷۹). ساراسون نیز بیان می کند اضطراب امتحان اصطلاحی کلی است و به نوعی از اضطراب یا هراس اجتماعی خاص اطلاق می شود که فرد را درباره توانایی هایش دچار تردید می سازد و پیامد آن کاهش توان مقابله با موقعیتهای امتحان است. موقعیتهایی که فرد در معرض ارزشیابی قرار می گیرد و مستلزم حل مشکلات یا مسئله است (نقل از علیمحمدی ۱۳۷۵) در نتیجه همانطور که نتایج بررسی سرگلزاری و همکاران (۱۳۸۲) نیز نشان می دهند، انتظار می رود رابطه ای معکوس معنادار بین نمرات اضطرابی و نمرات امتحان وجود داشته باشد. در میان پژوهشهای اخیر، برآورد مک رینولدز، موریس، و کراتوچ ویل (۱۹۸۹) گزارش نموده اند، ۱۰ تا ۳۰% دانش آموزان گرفتار اضطراب امتحان هستند. در کشور ایران نیز که پراکندگی ۱۷/۲ درصدی برای دانش آموزان دبیرستانی گزارش شده است. (ابوالقاسمی و همکاران ۱۳۸۱) با این حال، شایان ذکر است که اغلب پژوهشها، از جمله یافته های پژوهشی مهرابی زاده و همکاران (۱۳۷۹)، بهرامی (۱۳۸۱)، ابوالقاسیمی (۱۳۸۲)، بیشاپ، بینر و بکر (۱۹۹۸) و اشپیلر گر (۱۹۹۵: به نقل از دادستان ۱۳۷۶) گزارش می دهند ک ه میزان همه گیر شناسی اضطراب امتحان در دختران بیشتر از پسران است و آنها اضطراب امتحان را با شدت بیشتری تجربه می کنند. احتمالاً عوامل فرهنگی، اجتماعی و … در ترغیب دختران به پذیرش اضطراب و قبول آن بعنوان یک ویژگیزنانه دخیل شمرده می شوند.