سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش ملی بزرگداشت سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

تعداد صفحات: ۲۲

نویسنده(ها):

داریوش درویشی – کارشناس ارشد منطق دانشگاه علامه طباطبائی.

چکیده:

پژوهش حاضر، می کوشد از خاستگاهی منطقی، نسبت اخلاق، حقوق و منشور جهانی حقوق بشر را روشن اند . اصول منشور « تجویزی » و « توصیفی » نماید. گزاره های ارائه شده از جانب انسان ها، بر دو گونه ی کلیجهانی حقوق بشر از حوزه ی توصیفات خارج اند؛ چون گزارشی از امر واقع به ما نمی دهند . پس ماهیتی تجویزی دارند.ریشه دارترین رشته های تجویزی، حقوق و اخلاق اند. پس اصول این اعلامیه می باید ذیل یکی از این دودسته صورت بندی شوند. حقوق، نهایتاً عبارتند از قراردادهایی که در چارچوب های زمانی و مکانی محصورند؛ این در حالی است که واضعین اعلامیه ی حقوق بشر، به این گونه چارچوب ها معتقد نیستند. ضمن این کهواضح است وجود زاویه هایی بین اعلامیه ی حقوق بشر و منظومه های حقوقی در کشورهای مختلف، ضمانت اجرای مواد منشور را زیر سوال خواهد برد. نهایتاً اصول این اعلامیه، به ناچار باید ذیل حوزه ی اخلاق صورت بندی شوند. برای نمونه، اخلاق کانتی یا اصول سودانگارانه، می توانند مساعدترین بسترها را جهت اصول حقوق بشر مهیا سازند. البته ناگزیر، روشناست که با چنین تحلیلی، هر نقدی بر مطلق بودن موازین اخلاقی، دامان حقوق بشر را نیز خواهد گرفت . نیز، منشور جهانی حقوق بشر، دارای مجموعه ای از اصول است که به شکلی ساختاری، نمی توانند ذیلاخلاق بگنجند. از آن جمله، اخلاق تکیه بر رابطه ی فرد با دیگران دارد، در حالی که اصول منشور جهانی حقوق بشر، توضیح دهنده ی رابطه ی دیگران با فرد هستند. به این ترتیب، اصول منشور جهانی حقوق بشر، نه خاستگاهی در گزاره های توصیفی دارد، و نه ذیل حقوق و اخلاق می گنجد. لذا با پارادوکسی مواجه است که می باید نخست به حل آن پرداخت. به هر روی، روشن است که در شرایط فعلی، پارادوکس مزبور منشور جهانی حقوق بشر را متزلزل م یسازد.