سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: دومین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

زهرا کریمی – دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشگاه گیلان
جواد میرزایی – استادیار دانشگاه ایلام، دانشکده کشاورزی گروه جنگل و مرتع
تیمور رستمی شاهراجی – دانشیار دانشگاه گیلان، دانشکده منابع طبیعی، گروه جنگلداری
علی مهدوی – استادیار دانشگاه ایلام، دانشکده کشاورزی گروه جنگل و مرتع

چکیده:

دستیابی به توسعه پایدار زیست محیطی و تخصیص بهینه کاربری ها، یکی از اهدف اصلی تصمیم گیرندگان، برنامه ریزان محیط، فضا و مدیران منابع طبیعی است. با این وجود بخش های مختلف با فعالیت های مغایر خود در دستیابی به زمین و کاربری های مختلف دچار مناقشات و کشمکش هایی می شوند. ارزیابی تناسب زمین، ابزار برنامه ریزی برای طراحی و پشتیبانی برنامه ریزی کاربری های زمین است که سعی دارد مناقشات و کشمکش های زیست محیطی را به حداقل برساند. جنگلگاری از مهمترین کاربری های زمین است، زیرا روند فزاینده تخریب جنگل ها خصوصاً در سال های اخیر جدیت در فرایند جنگلکاری مصنوعی و یا توجه به تجدید حیات طبیعی را بعنوان راهکاری عملی جهت حفظ و احیای این میراث گرانقدر را بر ما آشکار می سازد. فرایند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) یکی از گسترده ترین ابزارهای تصمیم گیری چند معیاره است و انتخاب مکان بهینه مناسب برای جنگل کاری از پیادمدهای مدیریت پایدار منابع طبیعی است که نیاز به تصمیم گیری چند معیاره دارد. مهمترین هدف این تحقیق، تعیین فاکتورهای مناسب برای جنگلکاری با گونه های کاج بروسیا (Pinus brutia Ten) و سرونقره ای (Cupressus arizonica Green) در پارک جنگلی چغاسبز ایلام با کمک فرایند تحلیل سلسله مراتبی بود نتایج نشان داد اولویت بندی معیارهای مؤثر برجنگلکاری (با گونه های فوق) به ترتیب به صورت: ۱-جهت جغرافیایی (با ارزش ۰٫۱۶) ۲- بارندگی (۰٫۱۴۱) ۳-ارتفاع از سطح دریا (با ارزش ۰٫۱۴۹) ۴-شیب(با ارزش۰٫۱۱) ۵-بافت خاک(با ارزش ۰٫۱۰۷) ۶-عمق خاک( با ارزش ۰٫۱) ۷-ترکم پوشش گیاهی(با ارزش ۰٫۰۹۹) ۸-دما (با ارزش ۰٫۰۸۶) ۹-فاصله از جاده(با ارزش ۰٫۰۷۱) است. همچنین ارزش گذاری درون لایه ای نشان داد که برای لایه های موجود به ترتیب بیشترین و کمترین ارزش برای طبقات هر لایه بصورت ذیل است: درلایه شیب ( طبقات ۵-۰و۶۰> ) در لایه ارتفاع (۱۶۰۰-۱۵۰۰و ۱۳۰۰ (<در لایه جهت جغرافیایی (شمال و بدون جهت )در لایه عمق خاک (عمیق و کم عمق) در لایه بافت خاک (رسی شنی لوم و رسی )و در لایه پوشش گیاهی موجود (پوشش نیمه انبوه و انبوه ).به عبارت دیگر در این ارزیابی مشخص شد که معیارهای جهت جغرافیایی و بارندگی بیشترین تأثیر و معیار فاصله از جاده کمترین اولویت را در ارزیابی داشته است.