سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: دومین سمینار اقتصاد سلامت

تعداد صفحات: ۷

نویسنده(ها):

مریم قشم – دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بهداشت و کارشناس بودجه معاونت توسعه و بر
علیرضا محبوب اهری – دانشجوی دکترای تخصصی اقتصاد سلامت ،دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشک
زهرا وحدتی منش – دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بهداشت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پ

چکیده:

مقدمه: دستورالعمل های بالینیclinical guidelines مبتنی برشواهد به عنوان مکانیسمی برای افزایش کیفیت درمان ها وکاهش تنوع درروش های درمانی هستند. ازجمله نقص های دستورالعمل های بالینی عدم توجه به استفاده از دادههای اقتصادی دراین دستورالعمل هاست . ارزیابی های اقتصادی به ندرت درارتقای دستوالعمل های کاربردی بالینی گنجانده شده اند. کمبود داده های اقتصادی باکیفیت بالا در فرایند ارتقای دستوالعمل های بالینی به طورفزاینده ای آن را درتصمیمگیری برای تخصیص کارای منابع کمیاب بخش بهداشت ودرمان با مشکل مواجه می کند. درحال حاضر، تخصیص منابعکمیاب پزشکی به یک عامل مهم در سیاست گذاری سلامت تبدیل شده است. ۰۸ ٪ یا بیشتر هزینه های مراقبت هایبهداشتی ممکن است به طور مستقیم ناشی از تصمیمات بالینی مرتبط باشند. کنترل هزینه های مراقبت سلامتی به تصمیمگیری های بالینی موثر ومعتبر نیاز دارد. دستوالعمل ها غالبا برای بهبود و تایید تصمیمات بالینی استفاده می شوند. مطالعات نشان می دهد ارزیابی اقتصادی به سختی دردستورالعمل های عملکرد بالینی گنجانده می شود بنابراین باید یک روش نظاممند برای ارتقای دستوالعمل ها ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود اگر ارزیابی اقتصادی در دستورالعمل های بالینی بکار بردهشده است. هدف از این مطالعه این است تا بررسی کنیم چگونه می توان ارزیابیهای اقتصادی را در دستورالعملهای بالینی گنجاند.روش کار:این مطالعه یک مطالعه مروری در زمینه ارزیابی اقتصادی و دستوالعمل های بالینی می باشد. دراین زمینه اطلاعات براساس بررسی مطالعات انجام شده درزمینه نقش ارزیابیهای اقتصادی در دستورالعملهای بالینیclinicalguidelines) سایرکشورها ونتایج حاصل ازآنها واستفاده از تجربیات موفق بدست آمده است.در نهایت نتایج تجمیع و ارائه شده است. یافته ها و نتیجه گیری: دستورالعمل اقدامات بالینی باید دستورالعمل هایی راشامل شود که عمل اثربخش و پزشکیاثربخش را بهبود می بخشد. بنابراین ارتقادهندگان دستورالعمل ها وارزیابی های اقتصادی باید یک زمینه کاری مشترک برای خود ایجاد کنند زیراهدف هر دو گروه مشابه است و به منظور رفع مانع تفاوت درتعریف بهترین عملبه یک توافقدوطرفه برسند. برای مثال توسعه دهندگان دستورالعمل ها باید درمان هایی که دارای نسبت هزینه اثربخشی بیشتری هستند را بپذیرند و همچنین انها باید بیشتر از گذشته به مقوله کیفیت زندگی توجه کنند وان را با ابزارهای اندازه گیری مناسب ارزیابی کنند. توسعه ابزارهای معتبر برای دستورالعمل های ارزیابی به طور اساسی مهم است