سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

عباس ترکاشوند – استادیار گروه معماری،دانشگاه گیلان
پریسا احمدیان – دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه گیلان
بابک رشیدی – دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران

چکیده:

فضاهای باز شهری که در حال حاضر در کشور وجود دارند، در جذب جمعیت و فراخواندن ساکنین به سمت خود به خوبی عمل نمی کنند. در حالی که این فضاها می توانند در برقراری تعاملات اجتماعی تاثیرگذار باشند و عرصه ای باشند برای حضور و بروز شهروندان در شهر. جذب جمعیت در این فضاها اغلب در محدودهی فعالیتهای ضروری و اجباری اتفاق میافتد و فضاها جوابگوی طیف وسیعی از فعالیتهای اجتماعی افراد نیستند. این تحقیق در تلاش است تا با بررسی موضوع عدم جذب جمعیت فضاهای عمومی شهری با تاکید بر فعالیتهای اختیاری و اجتماعی، با رویکرد پدیدارشناختی و از دیدگاه نظریه ساخت مکان، رهنمودهایی برای طراحی این دسته از فضاها ارائه دهد. یکی از مفاهیم اصلی مورد توجه نظریه پردازان پدیدارشناس در تعریف مکان، مفهوم درون بودگی و ارتباط بین حس درون و بیرون است. کیفیت درون بودن و تجربه ی در درون بودن است که مکانها را در فضا متمایز میکند. درون بودن شاید مربوط به شکلی کالبدی باشد و به واسطه ی خصوصیات هندسی کالبد در فرد ایجاد شود و یا ممکن است با حضور در مراسم و فعالیتهای مکرر محقق شود و یا از خلال تداعی های معنایی و نشانه ها برای او نمود یابد و کیفیات خاص یک مکان را حفظ کند. اما بالاتر از همه درون بودن مربوط است به شدت تجربه یک مکان. این درون بودن جوهرهی حس مکان است. در این نوشته سعی شده است مؤلفه های ارائه شده توسط صاحبنظران در باب مکان، با نگاه نقش مؤلفه ی درون بودن در خلق حس مکان دسته بندی و مورد بازخوانی قرار گیرد. در نوشته حاضر سعی شده است، با تکیه بر منابع معتبر و مرتبط با موضوع و با تکنیک مطالعات کتابخانه ای مقوله ی حضورپذیری در فضاهای عمومی شهری مورد بررسی قرار گیرد، و در انتها دسته بندیای از درجات مختلف تجربه ی درون بودن در شهر ارائه شود.