PMBOK فرایندهای توسعه حلزونی (مارپیچی) و برنامهریزی موج غلتان (یا بسط فزاینده) را از آغاز شرح داده است.[۱]

توسعه حلزونی رویکردهای استقراری و بکارگیری امکانات و ساخت سریع مدل اولیه را شامل میشود که مدیران پروژه R & D (تحقیق و توسعه) مدتهای مدیدی از آن استفاده میکردند. برنامهریزی موج غلتان برنامهریزی آینده را به اندازهای که از جزئیات کار در حال حاضرمیدانیم در بر میگیرد. برنامه فرستادن یک انسان به کره ماه تا پایان دهه ۱۹۶۰میلادی مثال بسیار خوبی از برنامهریزی موج غلتان بود که برای اجرای یک برنامه بسیار وسیع و نامعلوم به کار گرفته شد. تکنیکهای چابک پروژه IT محدوده زمانی را به سمت کوتاهتر شدن سوق میدهد که به نظر میرسد

این چنین رویکردهایی در بسیاری از پروژههای IT که تکنولوژی آنها با سرعت بالایی در حال رشد و تکامل بوده، مناسب میباشد و کاربرد فزاینده آنها امکانپذیر و فراگیر شده است. اندرسون [۵] نحوه استفاده از مدیریت پروژه ناب را در پروژههای چابک IT نشان داده است. به نظر می رسد تکنیکهای ساده یا چابک که به طور کامل با این اصل که میگوید “هر پروژهای که ارزش اجرا شدن داشته باشد ارزش سریع اجرا شدن را نیز دارد” مطابقت دارند.

ارتباط اصول تولید ناب با مدیریت پروژه ناب

رویکردهای تولید ناب با کمک پنج اصل کلیدی، تمرکز خود را بر حذف و از میان برداشتن اتلافات و ضایعات معطوف نمودهاند که این پنج اصل به شرح زیر میباشند:

  1. تعیین ارزش
  2. شناسایی جریان ارزش
  3. جریان (ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش)
  4. سیستم کششی (امکان دادن به مشتری تا بتواند این ارزش را از تولید کننده بیرون بکشد.)

 

 

تعقیب کمال

کلیه این اصول به خوبی با مدیریت پروژه زنجیره بحرانی همخوانی دارد. ارتباط با ارزش آن را با تأکید TOC بر هدف۱۵ و تأکید شش سیگما بر مشتری می توان مرتبط ساخت.[۹] شناسایی جریان ارزش برای پروژهها، سیستم تحویل پروژه می باشد.