سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

ابوالقاسم عاشوری –

چکیده:

رابطه ادبیات فارسی با عرفان اسلام (و نه عرفان اسلامی ) رابطهای است بسیار محکم و استوار و ناگسستنی و می توان گفت که راز ماندگاری دیوان ها و اشعار افرادی چون سنایی، عطار، مولانا و حافظ و دیگر شاعران و صاحبان کتاب نثر، در همین نکته خلاصه می شود که آن مطالب و اشعار، مایه گرفته از عرفان ناب اسلام است . عرفانی که همه چیز را فرع می داند و انسان را اصل؛ و عرفان انسان ساز است؛ همان انسانی که نامیرا و ابدی است. در این مقاله، کوشش شده است تا با بررسی بسامدی و محتوایی واژگان ساخته شده از مصادر دیدن، یافتن و چشیدن، این نکته ثابت شود که ادبیات عرفانی ما در حقیقت دارایی محور است و نه دانایی محور؛ و همین نکته مهم ترین شاخصه حقیقی شاعران عارف ما و مهم ترین دلیل اثرگذاری و ماندگاری آنهاست . هم چنین باید به شرح و تبیین این وجه مهم و عمیق ادب فارسی همت گماشت و سعی کرد با فاصله گرفتن از شرح صرف مسائل ادبی مطالب نثر و نظم، وجه کاربردی آن را نمایان ساخت؛ چرا که همین وجه از ادبیات که دارایی ساز است، حتما دانایی را به همراه خواهد داشت . اما فقط پرداختن به بخش اول، بخش دوم را تأمین نخواهد کرد.