سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: اولین همایش منطقه ای معماری و شهرسازی

تعداد صفحات: ۲۱

نویسنده(ها):

مهناز خداکرمی – کارشناسی ارشد ،رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری

چکیده:

شهرها به مثابه موجودات زنده ای هستند که همواره نیاز به تجدید حیات دارند و همچون موجودات زنده نیازمند ترمیم و بازسازی بافتهای فرسوده ی خود و جایگزینی سلولهای نو با سلولهای کهنه هستند. بافت های فرسوده شهری باعناوین گوناگونی نظیر بافت توسعه نیافته ، ناکارآمد، ناپایدار و … در متون شهرسازی مطرح شده است فرایند نوسازی می باید بر پایه نگرش اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی مردم استوار گردد و این نگاه در محدوده ی زمان خاص و جریانمحدود زندگی مردم نبایستی محاط شود. تمایل مردم ، نیاز آنها و ظرفیتها از ضرورتهای اصلی چنین نگاهی است. بخش مرکزی شهرها نقش مهمی در تأمین نیازهای حیات عمومی شهر بر عهده دارند. در این نواحی فعالیت هایتجاری و غیر تجاری تمرکز می یابد و شبکه حمل و نقل از هر جانب شهر به آنجا منتهی میشود. تنوع کاربرد وکارکردهای این محدوده از شهر سبب میشود، روزانه افراد زیادی برای تأمین نیازهای خود به آنجا مراجعه کنند. به همین دلیل این محدوده ها توانایی تبدیل شدن به فضایی بسیار جذاب و یا برعکس به فضایی بحرانی را در خود دارند.وجود بخش های مرکزی دچار افت شهری و تفاوت شرایط زیست افراد ساکن در نواحی دچار افت با سایر نواحی شهری و مشخصاً محدوده های مجاور مشکلاتی را ایجاد کرده است، که این امر برخورد برنامه ریزانه با نواحی دچار افت شهریرا امری اجتناب ناپذیر می نمایند. مهمترین عنصر در بازسازی و احیأ و نوسازی بافت فرسوده همیاری و مشارکت مردم است . بافت فرسوده را نمی توان با دانش و مدیریت امروز برای نسل فردا نوسازی کرد. برقراری و حفظ ارتباط پیوسته با مردم ، بازسازی اعتماد مردم به مجموعه ی مدیریت شهری و توجه اکید به ملاحظات فرهنگی ، اجتماعی و بومی مناطق می بایست از سیاست های اصلی باشد.