سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

رحیم نسیانی – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه ازاد اسلامی واحد اهر
سمیه رضایی – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه ازاد اسلامی واحد اهر
لیلا سادات آل محمد – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه ازاد اسلامی واحد اهر

چکیده:

آیا معماران قادر هستندساختمان هایی را طراحی کنند که کالبد آن به ارتقاء خلاقیت و کاهش ناهنجاری های اجتماعی و درونی افراد کمک کند؟ پاسخ به این سوال نیازمند درک صحیح عوامل تاثیرگذار بر موضوع، نظیرشناخت کاربران، ابعاد وجودی، نیازهای وی، شناخت محیط و … است تا ضمن سازماندهی و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوطه بتوان با شناخت فرهنگ کاربران و محیط فکری نو و راه حل متفاوت و مناسبی را عرضه نمود . حرفه معماری به دلیل ماهیت بین رشته ای خود از مباحثی مانند علوم شناختی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنر در بطن خود بهره می برد، در نتیجه نه تنها محصول نهایی طراحی، بلکه فرآیند طراحی و معماری بایستی مورد توجه و بررسی قرار بگیرد . فاصله بین محیط بالقوه، یعنی محیط ذهنی و آرمانی طراح و محیط بالفعل یعنی محیطی که ساخته می شود و مورد بهره برداری قرار می گیرد، فاصله زیادی است . در صورتی محیط بالقوه به محیط بالفعل تبدیل می شود که شرایط اجتماعی، فرهنگی، روانی مخاطبان محیط در نظر گرفته شود . اهمیت شناخت کافی از موضوع طراحی، نقش تعاملی محیط فیز کیی در پیشبرد یا سرکوب افراد و همچنین بهره جستن از این تعامل از مهم ترین عوامل هستند مشکلات زیبایی معماری مانند ناهماهنگی فرم ، اشکال، و سبک است که باعث ایجاد محیط اختلال گر می شود که اثرات ذهنی و عینی و روانی آن در ساکنان شهرستان برای قرن ها می ماند. طرح ساختمان با تکرار یکنواخت، فاقد بافت شهری مشخصه و هماهنگی به عنوان نشانه ای از درک ضعیف زیبایی شناختی پذیرفته شده است. هنگامی که آموزش معماری مورد بحث است، با توجه به تمام نگرانی در مورد مشکل زیبایی شناسی در شهرها، اقتباس از مطالعه زیبایی شناسی در برنامه آموزش معماری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. در این مقاله، روش توسعه یافته برای دوره زیبایی شناسی در برنامه آموزش معماری گروه معماری در دانشگاه هنر اسلامی تبریز مورد بحث قرار گرفته است.