اصطلاح »مسئولیتپذیری اجتماعی« در اواخر سال ۱۹۷۰ وارد گسترهی وسیع استفاده شد، اگرچه، »مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی« (CSR) واژهای است که برای عموم مردم هنگامی که در موارد خصوصی و سازمانهای غیر انتفاعی بهکار گرفته میشود، آشناتر است. تعریف دقیق از »مسئولیت اجتماعی« سازمان برای چندین دهه هم برای دانشمندان دانشگاهی و هم برای دست اندرکاران کسب و کار یک چالش بوده است.

واژههای »مسئولیت اجتماعی« و »مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی« قبلا با توجه به شواهدی از کسب و کار و یا اجماع دانشگاهی مورد بررسی بوده، اما شواهد هیچگونه هماهنگی را نشان ندادهاند (همفیل۱، ۲۰۱۱؛ به نقل از سازمان بینالمللی استاندارد، .(۲۰۱۰ a در سالهای ۱۹۸۰، تعاریف جدید کمتری ارائه میشد و بیشتر تحقیقات، تجربی بوده و موضوعات جایگزین رو به رشد بود. موضوعات جایگزین شامل عملکرد اجتماعی شرکت (CSP)، تئوری ذینفعان، و تئوری اخلاقیات کسب و کار بود. در سالهای ۱۹۹۰، بهکارگیری مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی به عنوان یک ساختار اصلی ادامه داشت اما پیشرفتهایی بهصورت تغییر شکل در قالب موضوعات جایگزین را به خود دید (کارول، .(۱۹۹۹ تاریخچه ی مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی به صورت خلاصه در جدول ۱ آورده شده است:

پیرو آنچه در بالا ذکر شد، در تحقیقات پیشین، مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی به شیوههای مختلفی توسط بسیاری از نویسندگان تعریف شده است. به نظر میرسد تعیین مفهوم مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی در ادبیات پیشین و قضاوت در مورد آنچه جزئی از مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی هست و آنچه جزئی از آن نیست، دشوار باشد (ویجنانتز۶، .(۲۰۱۱ صرف نظر از اینکه ارائهی تعاریف مختلف دراینباره موجب ظاهر شدن ابعاد بیشتری از مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی شده، پیچیدگی و دشوار بودن ارائهی تعریف واحد و عمومی در این زمینه به انتزاعی بودن مفهوم آن برمیگردد. همچنین از سوی دیگر، گستردگی تعاریف در این زمینه نشاندهندهی تکامل تدریجی این مفهوم از دیدگاههای عملیاتی تا دیدگاههای استراتژیک در سطح جهانی که دربرگیرندهی اجزای بیشتری هستند، میباشد.

بر طبق نظر سییا در سال ۲۰۰۱، تعاریف، دیدگاهها و مفاهیم ارائه شده را از ابتدا تاکنون میتوان به دو دسته تقسیمبندی کرد، یکی تعاریفی که سازمان و انتظارات جامعه را به هم مرتبط میسازند و در واقع مسئولیتپذیری اجتماعی را ابزاری در جهت تحقق اهداف اجتماعی شرکتها میدانند. دستهی دیگر شامل دیدگاهها و تعاریف کاملاً مادی و اقتصادی افرادی همچون فریدمن (۱۹۶۲) میباشد، که تنها هدف غایی سازمانها را کسب سود دانسته و نگرانی و دغدغه در مورد مسئولیتپذیری اجتماعی را شایستهی صاحبان و ادارهکنندگان کسب و کار نمیداند (قدرتی، .(۱۳۹۲ در ادامه به ارائهی برخی تعاریف و مفاهیم مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی پرداخته میشود.