الگوی پیشنهادی

بر اسلوسکی((۲۰۰۰ معتقد است در دو دهه گذشته بسیاری از کشورهای جهان برنامه اصلاحات آموزش خود را در سطوح ملی، استانی و جامعه محلی معرفی کردهاند. این اصلاحات برای پاسخگویی به چالشهای موجود، به بازنگری در ساختار آموزش، برنامه درسی، نظام آموزشی و مدیریت مدارس پرداخته است، اما به نظر میرسد اصلاح نظام برنامه ریزی درسی امروزه به برنامه محوری جوامع برای تغییر تبدیل شده است.

امروزه ،کشورها میکوشند تا برنامه های سخت و انعطاف ناپذیر را به چهار چوبهاب منعطف تبدیل کنند. در واقع، پس از گذشت سالها جوامع در خصوص موضوع به روز کردن اطلاعات به این حقیقت نایل آمدهاند که روز آمد کردن برنامه درسی امری ناممکن است.

بنابراین، برای بهبود کیفیت آموزشی نکته حایز اهمیت این است که به اصلاح مفهوم و ساختار برنامه درسی توجه شود.

یونگ(۱۹۹۸)۱ سه چشم انداز را برای برنامه درسی آینده بر می شمرد :

اول: برنامه درسی آینده راهی جهت توسعه دانش و مهارتهایی خواهد بود که جوانان در قرن جدید به آن نیاز دارند.(مهارت های شهروندی).

دوم: برنامه درسی آینده دانش آموزان را برای توسعه سطوح تخصصی دانش و علایق خود توانمند می سازد.

سوم: برنامه درسی آینده علاوه برآموزش پایه برای حل مسایل پیچیده و انتزاعی چون ریاضیات و علوم و…، به میزان زیادی، متون روان شناسی وعلوم اجتماعی و انسانی را نیز در برنامه های درسی پایه لحاظ میکند.. وی با ارایه جدول زیر مشخصههای منحصر به فرد اجتماعی و عقلانی برنامه درسی پایه (آن چه امروز مورد نظر است) را با مشخصههای فراگیر برنامه آینده مقایسه میکند (جدول .(۲