چارچوب سه سطحی وود

وود (۱۹۹۱) سه سطح تجزیه و تحلیل شامل سطح مؤسسه، سطح سازمانی، و سطح فردی را برای مسئولیتپذیری اجتماعی مطرح کرده و با این روش مفهوم مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی را ملموستر میسازد. در سطح مؤسسه، مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی به طور عمومی، بلندمدت و روابط آنها با کل جامعه مورد بحث قرار میگیرد. این سطح به قسمتی از تئوریهای مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتها اشاره دارد که به قانونمند کردن مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی توسط جامعه میپردازد و لذا برای همه نوع شرکتها و با هرگونه ابعاد و اندازهای قابل کاربرد است. دلیل قانونمندی شرکتها را میتوان اطمینان از کاربرد درست از قدرتی که از سوی جامعه به آنان تنفیذ گردیده است، عنوان کرد. در سطح دوم، یعنی سطح سازمانی، روشن میشود بنگاه دقیقا در برابر چه کسانی مسئولیتپذیر است و ذینفعان عمدهی بنگاه شناسایی میشوند. وود، مسئولیتپذیری در سطح سازمانی را مسئولیتپذیری اجتماعی نامیده است. در سطح فردی به عنوان آخرین سطح، میزان و قدرت تشخیص و تصمیمگیری مدیریتی در قبال ذی-نفعان مورد بررسی قرار میگیرد. در واقع، تصمیمگیری و تشخیص مدیران در این سطح نشان میدهد که چقدر تک تک مدیران به ذینفعان بنگاه اهمیت میدهند، که بیشترین تمرکز در این سطح بر روی کارمندان بنگاهها به عنوان ذینفعان میباشد.

 مدل مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی لانتوس

بر طبق نظر لانتوس (۲۰۰۱)، سه نوع منحصر به فرد از مشروعیت مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی بر اساس طبیعت (لازم در برابر اختیاری) و هدف (مفید برای ذینفعان، شرکت، یا هر دو) وجود دارد، که یک کسب و کار میتواند به آن بپردازد، و جهت تصمیمگیری در مورد پارامترها و مشروعیت مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی نیاز است بین آنها تمایز قائل شد. لانتوس این سه نوع را شامل اخلاقی، نوعدوستانه، و استراتژیک میداند (لانتوس، ۲۰۰۱؛ قدرتی، ۱۳۹۲؛ اس ای آیفول۱، .(۲۰۰۶ این سه نوع مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی از نظر لانتوس، در ادامه تشریح شده است (لانتوس، :(۲۰۰۱

مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی اخلاقی: این نوع مسئولیت، الزامی بوده و فراتر از عمل به تعهدات اقتصادی و حقوقی شرکت میباشد، و مسئولیتی است جهت جلوگیری از آسیبها یا صدمات اجتماعی، حتی اگر کسب و کار از آن سود نبرد. هر سازمانی که مسئولیتهای اخلاقی خود را رعایت نکند، از لحاظ اخلاقی غیرمسئولانه عمل کرده است. اگرچه همیشه نمیتوان از آسیبها اجتناب کرد، ولی بایستی تا جایی که امکان دارد به حداقل برسد. به عنوان مثال، اگر یک شرکت به دلیل اینکه دیگر فروش ندارد، و یا منبع مواد خام آن تغییر کرده است، تصمیم به بستن یا نقل مکان کارخانه بگیرد، باید این را هم در نظر داشته باشد که این تغییرات ممکن است به طور موقت مشکلاتی را برای برخی کارکنان و جامعه به بار آورد، و به عنوان یک مسئولیت اجتماعی بایستی این صدمات، از طریق ابزارهایی همچون اطلاعرسانی از قبل و حق سنوات، به حداقل برسد.