سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

عطیه اسدالهی همدانی –

چکیده:

اتوپیا که در لغت به معنای ناکجاآباد می باشد، در واقع دنیایی آرمانی است که هرکس به فراخور نیازهای روحی برای فرار از کمبودها و نبودهای جامعه اطرافش آن را ساخته و به آن پناه می برد. ذهن زن نیز از این قاعده مستثنی نیست. زنی که در طول تاریخ دنیایش پر از کمبودها و نبودها بوده به آرمان شهری از اَن خود محتاج تر به نظر می رسد. «زنان بدون مردان» شهرنوش پارسی پور نه تنها در محدوده مرزهای روایی خود بلکه ورای آن شرح تلاشی برای ساختن چنین آرمان شهر زنانه ای است. نویسنده ی این اثر سعی کرده است که در قالب هنر خویش صدای خود را به عنوان یک زن در دیالکتیک گفتمان های غالباً مرد سالارانه و نرکلام محورانه به گوش مخاطبان برساند. پارسی پورفهرست فشرده ای از تیپ های مختلف زنان را در جامعه آرمانی خود به تصویر می کشد که هرکدام قبل از ورود به این آرمان شهر با ترس ها و نگرانی های مختلفی مواجهشده اند و در پی گونه ای مکاشفه و استحاله روحی برای مدت کوتاهی به هم می پیوندند تا آرمان شهری را در خانه باغی نزدیک کرج تشکیل دهند. ناکجاآبادی که تجربه جمعی زن بودن در آن محکوم به سکوت نشود، تنها آرزوی پارسی پور نیست. هلن سیکسوس علناً سخن از جامعه ی آرمانی می گوید که درکلام محوری سمبولیک، دیگر بودن اجباری و قانون پدر سالاری که در نخستین مراحل زندگی کودک حتی مقوله ی زبان را نیزتحت کنترل می گیرد، بدان راه نیافته است. این مقاله سعی برآن دارد که به بررسی مقابله ای اندیشه ی چنین آرمان شهر زنانه ای در زنان بدون مردان شهرنوش پارسی پور و تاریخ اندیشه های فمنیستی غرب بپردازد.